برداشتی که از صحبتهای خیلیها میکنم اینطور به نظرم میاید که تصور درستی از اینترنت ندارند؛ اینکه اینترنت چیست. اینترنت را مثل آب لولهکشی یا پفک تصور میکنند. مثلا وقتی اینترنت ضعیف است، یعنی سرعت کمی دارد، به نظرشان اینطور است که فشار آب کم است. یا وقتی بستهٔ اینترنت با حجم ثابت میخرند تصورشان این است که این بسته مثل بستهٔ پفک است که میخریم، میخوریم و تمام میشود. این تصورات چه ایرادی دارند؟
در زمانیکه دارم این نوشته را مینگارم، کمی کمتر از دو هفتهست که اینترنت بین المللی، بجز گوگل و برای بعضیها دیپسیک و چتجیپیتی، بسته است. دیشب به ذهنم رسید این نوشته را در اعتراض به کمکاری مسئولین به تلاش برای حفظ امنیت کشور بنویسم. پس:
تلگرام به عنوان پیامرسانی آزاد، امن و محبوب شناخته میشود. پیامرسانی که سالهاست به عنوان جایگزین واتساپ در نظر گرفته شده و بطور گسترده بین مردم ایران پذیرفته شده. در بین اهالی نرمافزار آزاد هم پیامرسانی محبوب است ولی من ازش بدم میاید. در این نوشتهٔ کوتاه دلایل این اتفاق را میگویم.
اکثر شرکتهای خدمات دیجیتال و رایانهای، برنامههایشان را بصورت انحصاری و نه آزاد منتشر میکنند؛ شرکتهایی مثل دیجیکالا، اسنپ و تپسی، دیوار و شیپور و …. وقتی میگوییم «اینها باید نرمافزارهایشان را آزاد منتشر کنند» میگویند «پس از کجا پول در بیاورند؟». در این نوشته قصد دارم بررسی کنم که آیا واقعا پول در آوردن این شرکتها وابسته به مخفی کردن کد برنامههای آنهاست یا نه.
از زمان شروع جنگ (اگر این متن را بعدها میخوانید منظورم جنگ اواخر بهار ۱۴۰۴ بین ایران و اسرائیل است)، موضوع «وطن» خیلی داغ شده. خیلی وقت بود دربارهٔ وطن میخواستم بنویسم ولی همت نمیکردم؛ الآن که هم این موضوع داغ شده هم اینترنت قطع است (🙂) گفتم بالاخره این را بنویسم.
بحث سر اینکه آیا اسلام زن را حقیر فرض کرده یا نه از قرنها پیش تا الآن بوده است. استدلال کسانی که این جمله را قبول دارند احکام اسلام دربارهٔ زن است؛ احکامی مثل نصف بودن ارث زن، نصف بودن دیهٔ زن و …. تعدادی هم در صدد پاسخ به این سوالات برآمدهاند؛ از جمله شهید مطهری در «نظام حقوق زن در اسلام».
شش هفت ماهی است که با یکی دو نفر از دوستان کارسازی (سروری) گرفتهایم و روی آن انواع شیوهنامههای (پروتکلهای) ویپیان را راهاندازی کردهایم. من روی آن پل تور راهاندازی کرده و از آن استفاده میکنم.
بارها در دورهمیها و لاگها صحبت شده از اینکه «من که برنامهنویس نیستم چطور به نرمافزار آزاد کمک کنم؟» و پاسخهایی به آن داده شده. اینجا سعی کردهام دو سه مورد مشهور را بیان کنم و چند مورد بسیار ساده را هم به این ماجرا اضافه کنم.
هر کسی ایدهآل و شاخصهای برای قبول داشتن یا نداشتن حکومتی دارد. برای کسی اقتصاد مهم است؛ برای کسی آزادی مهم است و …. برای شخص بنده مهم است که حکومتی الهی باشد؛ چه اقتصاد خوبی داشته باشد چه نداشته باشد؛ چه آزادی در آن زیاد باشد چه کم.